X
تبلیغات
سخنان تلخ زندگی

سخنان تلخ زندگی

دل گرفته ام از زندگی

 
 
About Me

درباره چی من
منکه سیرم از زندگی
دیگه چی میخوای بدونی
سادام دل شکسته ام
بی ریا دل سوز
اما بی چیز
اما یه چیز دارم به هیچ کس نمیدم
خدا فقط خدا رو دارم
انگار دونیارو دارم

My Blog
My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link
Template By

طراح قالب
طراح: مصطفی قدیری
 
 
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391

همیشه در دل همدیگریم و دور از هم
چقدر خاطره داریم با مرور از هم

دو ریل در دو مسیر مخالفیم و بهم
نمی رسیم بجز لحظه ی عبور از هم

تو من ، تو من ، تو منی ، من تو ، من تو ، من تو شدم
اگر چه مرگ جدامان کند به زور از هم

نه ، تن نده پری من ! تو ورد ها بلدی
بخوان که پاره شود بند های تور از هم

نه ، مثل ریل نه ... فکر دوباره آمدنیم
شبیه عقربه ها لحظه ی عبور از هم

+ نوشته شده در  ساعت 17:16  توسط امیر  |   
 
یکشنبه یازدهم تیر 1391


این قرارداد...

ای درخت آشنا
شاخه‌های خویش را
ناگهان کجا جا گذاشتی؟
این قرارداد تا ابد میان ما 
برقرار باد:
چشمهای من به جای دستهای تو!
من به دست
تو آب می‌دهم
تو به چشم من
آبرو بده!
من به چشمهای بی‌قرار تو
قول می‌دهم؛
ریشه‌های ما به آب
شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
ما دوباره سبز می‌شویم!

+ نوشته شده در  ساعت 0:29  توسط امیر  |   
 
چهارشنبه سی ام فروردین 1391

دور نرو...

دور نرو...
بیا کنار دلم...
من غیر از این‏ها که می‏نویسم،
نوازش هم بلدم...!!
.
دلم یه نفر میخواست....

که ازم بپرسه چطوری؟
...

بگم...خوبم

بغلم کنه و بگه دروغ بسه...
 
راستشو بگوببینم

چی شده؟
 
باران عزیزم خوشحالم که اون یه نفرتوهستی.
 
آغوش گرم توتمام غصه های مرا به باد فراموشی می سپاره.

+ نوشته شده در  ساعت 18:54  توسط امیر  |   
 
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391

این روزها حالم خوب است خوب ِ خوب !!

نه نشانی از دلتنگی

نه روزنی از سیاهی و نه 

...وسوسه ای از دل بسـتگی!!!


نوشتنم را بهانه ای نیست جز گفتن این که

....."من" بعد از "تو" به هیچ "او"یی اجازه "ما"شدن نداده ام.....

+ نوشته شده در  ساعت 19:53  توسط امیر  |   
 
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391



آنقدر

        دوری


                    که

                               برای همه ی عمرم دلتنگی دارم ....!


+ نوشته شده در  ساعت 19:51  توسط امیر  |   
 
سه شنبه چهارم بهمن 1390

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:36  توسط امیر  |   
 
جمعه بیست و سوم دی 1390

کارت پستال

+ نوشته شده در  ساعت 17:57  توسط امیر  |   
 
جمعه بیست و سوم دی 1390

کارت پستال

+ نوشته شده در  ساعت 17:57  توسط امیر  |   
 
پنجشنبه هشتم دی 1390

iloveyou 209x300 I Love You In Different languages translation 

   بوسه یعنی پیوند دو دلداده

بوسه یعنی  لحظه شیرین زندگی

                                     بوس یعنی عشق ناتمام

و بوسه...؟

+ نوشته شده در  ساعت 18:13  توسط امیر  |   
 
دوشنبه پنجم دی 1390

خدایا...........

 

خدايا فقط تو را مي خواهم.....باور کرده ام که فقط تويي سنگ صبور حرف هايم
مي ترسم از اينکه بگم دوسش دارم...اون نمي دونه که با دل من چه کرده...نمي دونه که دلي رو اسير خودش کرده
هنوز در باورم نيست که دل به اون دادم و اون شده همه هستي ام
روز هاي اول آشنايي را بياد مياورم آمدنش زيبا بود ...آنقدر زيبا حرف مي زد که به راحتي دل به او باختم و او شد اولين عشقم در زندگي
بارالها گويي تو تمام زيبايي هاي عالم را در چهره و کلام او نهاده بودي
واين گونه مرا اسير او کردي و دل کندن از او شد برايم محال و داشتنش بزرگترين ارزويم در زندگي
حالا که عاشقش شدم تو بگو چه کنم که تنهايم نگذارد....خدايا امشب به تو مي گويم چون تو تنها مونس تنهايي هايم هستي..
چگونه بگويم بدون او مي ميرم....او رفته و در باورم نيست نبودنش...
خود خوب مي دانم او مرا کودکي فرض کرد که نمي داند عشق چيست و براي عاشقي حرمتي قائل نمي باشد
مرا به بازي گرفت يا شايد....نمي دانم.....دگر هيچ نمي داني.. اعتراف مي کنم نفسم به بودن او وابسته است
بعد رفتن او دگر اين نفس را هم نمي خواهم....حال تو بگو چه کنم ؟
بار خدايا دوست دارم مرا بفهمد حتي براي يه لحظه

+ نوشته شده در  ساعت 17:37  توسط امیر  |   
 
دوشنبه پنجم دی 1390

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ويرانه خويش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه خويش

می برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گناه

شستشويش دهم از لكه عشق

زينهمه خواهش بيجا و تباه


همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه


تجربه و خاطره و گذر عم
ر





+ نوشته شده در  ساعت 17:32  توسط امیر  |   
 
دوشنبه پنجم دی 1390
+ نوشته شده در  ساعت 17:28  توسط امیر  |   
 
دوشنبه پنجم دی 1390

+ نوشته شده در  ساعت 17:25  توسط امیر  |   
 
دوشنبه پنجم دی 1390

به کوه گفتم عشق چیست؟        لرزید.

  به ابر گفتم عشق چیست؟        بارید.
 
به باد گفتم عشق چیست؟         وزید.
 
به پروانه گفتم عشق چیست؟     نالید.
 
به گل گفتم عشق چیست؟       پرپر شد.
 
و به انسان گفتم عشق چیست؟
 
 اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟     دیوانگیست!!!
 

+ نوشته شده در  ساعت 17:15  توسط امیر  |   
 
دوشنبه پنجم دی 1390


یاد اون روزا که شروع آشنائی بود ..شروع آشنائی همیشه جالبه ولی زود گذره ...

گفتمش : دل می خری ؟

برسید چند؟

گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !

خنده کرد و دل زدستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

اسمتو رو سیگار نوشتم

برای اولین بار کشیدم

تا بسوزی و فراموشت کنم

اما نمی دونستم با هر پوک

ذره ذره میری تو نفسم و

می شی همه چیزم

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای بایش روی دل جا مانده بود ......


+ نوشته شده در  ساعت 17:14  توسط امیر  |   
 

amerarfe

اتش گرفته

amerarfe

http://amerarfe.blogfa.com

سخنان تلخ زندگی

سخنان تلخ زندگی

سخنان تلخ زندگی

درباره چی من
منکه سیرم از زندگی
دیگه چی میخوای بدونی
سادام دل شکسته ام
بی ریا دل سوز
اما بی چیز
اما یه چیز دارم به هیچ کس نمیدم
خدا فقط خدا رو دارم
انگار دونیارو دارم دل گرفته ام از زندگی

سخنان تلخ زندگی

قالب وبلاگ